بسمه تعالی

شعرزیرراپس ازتبعیدحضرت امام خمینی سلام الله علیه به عنوان شکوائیه به حضرت ولی

عصر ارواحنا فداه سروده:
ای رهبر این کشته ی بشکسته کجایی
غرقیم به دریا , همه از جهل ,ندایی
تا کی به روی خسته دلان رخ نگشایی
خوش باشد اگر از پس این پرده درآیی 
ما منتظر مقدم تو با دل غمناک
ای سبط رسول مدنی, ای مه افلاک 
این قافله‌ی خسته دگر صبر ندارد
ای وارث دین , دست به دامان که آرد 
از ظلم ستمکار بسی ناله برآرد
ای آیت حق گو به کجا پای گذارد 
غیر از تو دگر کیست به ما حامی ادراک
ای سبط رسول مدنی , ای مه افلاک 
یک به کف کیسه زر هست فراوان
یک عده بوند محتضر , از بهر لبی نان
بعضی به خرابات شده مست غزل خوان 
یک فرقه شکمباره , گریزان ز ایمان
محبوب به مردم , شده آب عنب تاک 
ای سبط رسول مدنی , ای مه افلاک 
مردم همه خوش ظاهر و اندام , مناسب 
سالوس صفتها شده بر جامعه کاسب 
زر کعبه آنها شده , از خویش مراقب 
با اذن خدا کن حرکت , ای شه غایب 
میخانه فراوان شده , کس را نبود باک 
ای سبط رسول مدنی , ای مه افلاک 
گویند هر آنکس که کند حیله زرنگ است 
هر کس که بود فاقد این مساله , ننگ است 
مظلوم در این جامعه چون شیشه و سنگ است 
خوشبخت بود آنکه بسی رنگ به رنگ است 
غافل که تو را نیست چنین ایده و ادراک 
ای سبط رسول مدنی , ای مه افلاک 
مردان خدا دم چو بر آرند ز ایمان
بی قید و تکلف بروند گوشه ی زندان
نه دادرسی هست بر آن جمع پریشان
آخر تو به فریاد برس , ای شه خوبان 
در گوشه زندان دل آنها همه شد چاک 
ای سبط رسول مدنی , ای مه افلاک
تا چند پس ابر تو خورشید درخشان
نظاره گر اهریمن و یوسف و زندان 
ابلیس صفت , دیو بغرید به انسان
تبعید شد از مملکت خویش , سلیمان
زین غم دل محتاج شده خسته و غمناک 
ای سبط رسول مدنی , ای مه افلاک